صنعت گاوداری 9 و تجربه های کاربردی مفید. آیا می توان تفاله غلات تقطیری (DDGS) را جایگزین کنجاله سویا کرد؟ جایگزین کردن ذرت با مواد خوراکی کم هزینه تر. تبدیل پروتئین غیرقابل تجزیه شکمبه ای (RUP) به پروتئین قابل متابولیسم (MP) در فرآیند تخمیر سیلو. توصیه های شما برای بهبود بازده خوراک در گله های دوشا چیست؟ چگونه می توانیم نرخ مرگ و میر بالای گوساله ها در جایگاه گروهی که با بیماری های مختلف مواجه می شوند را مدیریت کنیم؟ گاوهای خشک چه میزان خوراک باید دریافت کنند و میزان مصرف خوراک در دوره پیش از زایش را تا چه میزان می توان کاهش داد؟
نظر شما در مورد تفاله های غلات تقطیری (DDGS) چیست؟ آیا می توان از آنها به مقداری بیش از 10 درصد (بر اساس ماده خشک) با اهدف افزایش پروتئین عبوری در جیره استفاده کرد؟ آیا می توان تفاله غلات تقطیری (DDGS) را جایگزین کنجاله سویا کرد؟
چندین مطالعه نشان داده است که گنجاندن پسمانده های غلات تقطیری با کیفیت بالا به میزان معقول در جیره بسیار مؤثر است و دراغلب موارد تنظیم جیره بر اساس مواد مغذی آنها سودمند است. اگر متناسب با جیره شما باشند، من در افزودن 10 تا 15 درصد آنها بر اساس ماده خشک، تردید نمی کنم.
پسماندهای غلات تقطیری عموماً محصول فرعی تولید الکل از دانه های غلات هستند که پس از فرآیند الکل گیری تفاله حاصل که مرطوب می باشد در دستگاه های مخصوص خشک شده و محصول بدست آمده در این روش معمولاً پلت می گردد. 4 نوع معمول و متعارف پسماند غلات تقطیری در دنیا تفاله های تقطیری ذرت، جو، گندم و برنج هستند.
برخی از پسمانده های غلات تقطیری حاوی میزان بالایی از گوگرد هستند و می توانند به عدم موازنه مواد معدنی، کاهش چربی شیر و کاهش مصرف خوراک منجر شوند. بنابر این مراقب این مسئله باشید. همچنین مراقب چربی غیراشباع آنها نیز باشید. اما به طور کلی شما می توانید یک جیره بسیار خوب و کم هزینه داشته باشید و برخی از پسمانده های غلات تقطیری را همراه با یکدیگر استفاده کنید.
جایگزین کردن تمامی کنجاله سویای جیره با پسمانده های غلات تقطیری توصیه نمی شود زیرا کنجاله سویا حاوی ترکیب خوبی از اسیدهای آمینه است. اما می توانید مقداری از آن را جایگزین کنید. فقط به خاطر داشته باشید که میزان گنجاندن آنها در جیره اهمیت دارد. زیرا اگر مقدار آن در جیره بالا باشد خوراک دام ارزان قیمت شما به یک خوراک دام گران قیمت تبدیل می شود و تولید شما به خطر می افتد.
جایگزین کردن ذرت با مواد خوراکی کم هزینه تر
قطعاً می توان این کار را انجام داد. الزامی به استفاده انحصاری از ذرت، سویا یا یونجه برای گاوها نیست. می توان منابع انرژی ارزان تر تهیه کرد اما باید بتوان آنها را در جیره گنجاند. قیمت بسیاری از مواد غذایی به قیمت ذرت گره خورده است ولی با وجود بالا بودن قیمت، ذرت هنوز هم یک منبع انرژی نسبتاً ارزان است. در برخی از مواقع، جو یا حتی گندم با توجه به ارزش تغذیه ای آنها ارزان تر تمام می شوند. غلات تقطیری که یک خوراک پرانرژی هستند را می توان به میزان محدود در جیره گنجاند و آن را جایگزین بخشی از ذرت نمود. دیگر محصولات فرعی به اندازه ذرت پرانرژی نیستند اما می توان آنها را استفاده کرد.
تبدیل پروتئین غیرقابل تجزیه شکمبه ای (RUP) به پروتئین قابل متابولیسم (MP) در فرآیند تخمیر سیلو کم است؟ در رابطه با گراس، لگوم و ذرت نیز این مورد صادق است؟
تبدیل میکروبی ناشی از تخمیر علوفه سیلو شده در مقایسه با تخمیر شکمبه ای بسیار کم است. باکتری های شکمبه هر 15 تا 30 دقیقه تغییر می کنند و برای مصرف توسط گاو، از شکمبه خارج می شوند. از طرف دیگر، تعداد باکتری ها در علوفه سیلو شده، هنگامی که تخمیر به سطح بهینه برسد، ثابت می مانند.
تمامی علف های سیلو شده دارای مقدار RUP یکسانی نیستند زیرا میزان پروتئین آنها از 8 تا 25 درصد پروتئین خام بر اساس ماده خشک متفاوت است. میزان پروتئین خام اولیه محصول و فرآیند تخمیر که RUP را به پروتئین قابل تجزیه (RDP) تبدیل می کند به داشتن میزان متغیری از RUP در علوفه سیلو شده منجر می شود.
برای مثال، علوفه لگوم تازه شکوفه زده با 18 درصد پروتئین خام حاوی 30 درصد RUP می باشد. هیلاژ تازه شکوفه زده با 18 درصد پروتئین خام حاوی 24 درصد RUP در 65 درصد ماده خشک، 22 درصد RUP در 50 درصد ماده خشک و 18 درصد RUP در 30 درصد ماده خشک می باشد. اگر میزان RDP در سطح بهینه باشد، بخشی از پروتئین میکروبی را می توان به عنوان یک منبع پروتئین قابل متابولیسم استفاده کرد و میزان نیاز به RUP را کاهش داد.
توصیه های شما برای بهبود بازده خوراک دام در گله های دوشا چیست؟
عوامل مهمی که به افزایش بازده خوراک دام منجر می شوند عبارت از مصرف علوفه بالاتر، هضم پذیری بالاتر خوراک به ازای هر واحد ماده خشک، پایین نگه داشتن روزهای باز (که در نرخ باروری منعکس می شود)، داشتن شمار سلول بدنی پایین (ورم پستان کمتر) و حفظ عملکرد پایدار شکمبه (عدم ابتلا به اسیدوز تحت حاد شکمبه ای یا SARA) می باشند. دیگر عوامل شامل بالاتر بودن ترکیبات شیر، نگه داشتن گاوهای مسن تر در گله (زیرا نیازهای رشد کم یا صفر دارند)، به حداقل رساندن مسافتی که گاوها طی می کنند و به کاهش رساندن بروز تنش گرمایی می باشد. استفاده از افزودنی های خوراک از قبیل موننسین، بافرها و محصولات مخمری نیز می توانند مؤثر باشند.
چگونه می توانیم نرخ مرگ و میر گوساله ها در جایگاه گروهی که با بیماری های مختلف مواجه می شوند را مدیریت کنیم؟
تحقیقات موجود نشان داده اند که هنگامی که گوساله ها در جایگاه دو تایی یا گروه های کوچک قرار می گیرند (کمتر از 8 گوساله)، احتمال افزایش بیماری در مقایسه با گوساله ها در جایگاه انفرادی در آنها مشاهده نمی شود، چنانچه حجم بالایی از شیر دریافت کنند. در جایگاه گروهی به طور ایده آل مدیریت شوند (به طور مکرر گروه بندی نشوند) و حداکثر در گروه 8 تا 10 تایی قرار گیرند.
با وجود آنکه شیرخوران اتوماتیک گران قیمت می باشد، اما اگر 20 گوساله در یک جایگاه حضور داشته باشند مشکلات زیادی هنگام تغذیه رخ می دهد و در گروه های بزرگتر، خطر شیوع بیماری به یک مشکل بزرگتر تبدیل می شود.
اگر شما تصمیم دارید گوساله ها را به جایگاه گروهی انتقال دهید، توصیه می شود که گوساله های جایگاه انفرادی را یک شبه به جایگاه گروهی بزرگ منتقل نکنید. جابه جایی به جایگاه گروهی بزرگ باید مرحله به مرحله انجام شود زیرا فرآیند یادگیری باید در هنگام تغییر جایگاه رخ دهد.
اولین اقدام انتقال، رسیدن به مرحله خوراندن حداقل 8 تا 10 لیتر شیر در روز می باشد (ترجیحاً در 2 یا 3 وعده). به طور ایده آل، این شیر باید از طریق سرپستانک خورانده شود. هنگامی که این مرحله به خوبی پیش رفت، وارد مرحله انتقال به جایگاه دوتایی شوید و در جهت موفقیت این سیستم تلاش کنید.
جایگاه های دوتایی برای گاوداری های کوچک مناسب است زیرا کم هزینه تر هستند. شما می توانید گوساله ها را به 2 هچ کنار هم در یک محوطه مشترک منتقل کنید. دو گوساله را در یک هچ قرار ندهید زیرا از لحاظ بهداشت مشکلات دیگری برای شما ایجاد می کند. بسیاری از گاودارها در این مرحله متوقف می شوند، زیرا این جایگاه ها بازده خوبی دارند و تمامی مزایای جایگاه های اجتماعی را دارند.
بعد از آن می توانید گوساله ها را به گروه های 4 تایی یا 8 تایی منتقل کنید ولی کارگر شما باید در جریان تمامی مراحل باشد.
گاوهای خشک چه میزان خوراک باید دریافت کنند و میزان مصرف خوراک در دوره پیش از زایش را تا چه میزان می توان کاهش داد؟
تأمین نیازهای دام هدف هر برنامه تغذیه ای می باشد. مصرف بیش از حد مواد مغذی و یا کمبود آن هر دو می توانند برای گاوهای خشک مشکل ایجاد کنند.
ما می خواهیم که گاوهای خشک هر مقدار که می خواهند خوراک مصرف کنند و در عین حال مقدار واقعی از انرژی مورد نیازشان را دریافت کنند. ما از فیبر کم کیفیت برای سیر کردن گاو و حفظ مصرف انرژی به میزان صحیح، استفاده می کنیم. مصرف خوراک به طور آزاد به میزان 1.8 درصد وزن بدن معمولاً مقدار کافی انرژی در اختیار دام قرار می دهد بدون اینکه به مصرف بیش از حد انرژی در گاوهای خشک منجر شود.
به دلیل مشکلات مربوط به مدیریت و رفتار گاوها، جیره های حاوی فیبر بالا مصرف خوراک را نسبت به جیره هایی که حاوی مواد با قابلیت هضم بالاتر هستند محدود می کنند.
با توجه به داده های کمی که در دسترس هستند، خوراندن جیره ای که نیازهای انرژی را برطرف می کند (جیره حاوی فیبر بالا) کاهش مصرف خوراک که در هفته آخر آبستنی رخ می دهد را کاهش می دهد اما حذف نمی کند.